محمد محمدى گيلانى

145

شرح مناجات شعبانيه ( فارسى )

خوف و طمع ، با خداى - عزّ و جلّ - شكوى و ابتهال سر مىدهند و : « أ تهلكنا بما فعل السفهاء منّا » و « الى من تكلنى ؟ الى بعيد . . . » مىگويند و در اين طراز است كه بدون هيچ پيرايه‌اى عرض مىكند : « لو اخذتنى بجرمى اخذتك بعفوك . . . » اين برگزيدگانند كه در پرستيدن پروردگار احرارند ، حق را براى حق مىخواهند ، نه حق را وسط و معبر قرار مىدهند ، كه به نعمتهاى اخروى نائل آيند يا از عذاب اخروى رهايى يابند و چون احرارند ابتهال و دعايشان از قيد خوف و طمع آزاد است ، ولى بى خبر از حال انبساط مىپندارد ، كه سوء ادب و اعتراض است ، غافل از اينكه برداشت اعتراض و سوء ادب از عبارات مورد ، بحث انعكاسى است از حال انقباض خويش كه بدان مبتلا گرديده است ، و هيچ مؤمنى ترديد ندارد كه عاليترين ادب عبوديت را پيامبران عليهم السّلام طبق درجاتشان دارا بوده‌اند . پس آنكه از عبارات انبيا و اوليا در مقام ابتهال و مناجات كه نمونه‌هايى ذكر شد ، توهم اعتراض و سوء ادب مىكند بايد بيدار شود و به خود آيد كه وهم مزبور ، سايه‌اى است از حال انقباض خود ، و واجب است در ازالهء آن بكوشد و در پيروى از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كه همان شريعت اسلامى است كمال جدّ و جهد را مبذول دارد كه مآلا مورد محبّت جناب اقدس حق تعالى مىگردد و حال انقباض وى به حال انبساط مبدّل مىشود ، در بعضى از آثار ديدم كه كليم اللّه تعالى از طلب حاجات دنيويه در آغاز امر ابا و امساك داشته و هنگامى كه خداى تعالى خلعت قرب و رازدارى در اندامش پوشاند . « و ناديناه